السيد محمد حسين الطهراني
355
نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت دكتر عبد الكريم سروش (فارسى)
خارج هستند و يا از ذهن كه آن هم سابقاً بواسطه انعكاس صورت خارجى متحقّق گرديده است . از اينجاست قاعده : كُلُّ ما بِالْعَرَضِ لابُدَّ وَ أنْ يَنْتَهىَ إلَى ما بالذّات ، و قاعده : لِكُلِّ مَجازٍ حَقيقَةٌ . زيرا فرض موجود عرضى كه قائم بر ذات است ، بدون فرض ذات محال است . و فرض استعمال مجاز كه خروج از دائرهء استعمال حقيقى است ، بدون فرض وجودِ حقيقت محال است . امور اعتباريّه محلّشان ذهن است ولى حكايت از خارج ميكنند و اين بحث را اساتيد عظام در اصول فقه بطور مشروح نمودهاند كه : انشاء در مقابل إخبار عبارت است از : ايجاد و ابداع و خَلق در عالم ذهن . همچنانكه ما ميتوانيم در بعضى از موارد چيزى را در خارج ايجاد كنيم و لباس هستى و تحقّق بخشيم ، همچنين ميتوانيم عين آن امر خارجى را در ذهن انشاء و ايجاد كنيم ، و حكم قطعى به وجود آن در خارج بنمائيم . در معاملات ، فروشنده كه ميگويد : اين را به تو فروختم به مبلغ فلان ، معنايش اينست كه : در عالم اعتبار اين چيز را به تو ردّ كردم و ملك تو نمودم و تحويل و نقل دادم ؛ در برابر آنكه فلان مبلغ نيز در اين اعتبار و انشاء به ملك و تحويل من در آيد . و مثل اينكه اين نقل و تحويل در خارج صورت گرفته است و من در عالم ذهن و اعتبار خود ، اين امر خارجى را ايجاد كردهام و تحقّق بخشيدهام . عقلاء و شرع هم بر اين اعتبار ، يعنى تحقّق خارجى در عالم وهم و خيال صِحّه نهادهاند . در صيغهء نكاح كه زن به مرد ميگويد : أنْكَحْتُكَ نَفْسى يعنى در عالم اعتبار ، من خودم را در خارج ، فِراش تو قرار دادم ؛ و تو را به آميزش و وطى با خود در آوردم ! مرد هم كه قبول مىكند ، همين معنى را قبول مينمايد . با اين صيغه ، نكاح خارجى صورت ميگيرد ، نه نكاح تخيّلى و ذهنى .